اشعار فاطمی (جدید)

سلام من به تو یا صاحب الزمان مهدی(عج) - فدای آن گل زیبای مه نشان مهدی(عج)

اشعار فاطمی (جدید)

سلام من به تو یا صاحب الزمان مهدی(عج) - فدای آن گل زیبای مه نشان مهدی(عج)

اشعار فاطمی (جدید)

بسم الله الرحمن الرحیم
==============
گرخسته گشته ای زغم و رنج عالمی
شعـری بخـوان ز دفتـر اشعـارفاطمی
==============
شعر دارای حقوق و مالکیت معنوی است که صرفاً تعلق به شاعر آن دارد .
لطفاً هنگام کپی کردن اشعار ، حتماً نام شاعر یا آدرس وبلاگ را قید نمایید . با تشکر
حمیدرضا فاطمی

برای اشعار بیشتر به وبلاگ اصلی اشعار فاطمی در بلاگفا مراجعه فرمایید.
fatemi84.blogfa.com

بایگانی

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رهبر معظم انقلاب» ثبت شده است

يكشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۱۹ ق.ظ

عید غدیر و معیار حق و باطل امروز

عید سعید غدیر بر شما و همه عاشقان ولایت و رهبری مبارک باد .

 این دو بیت را امشب سروده ام ، آن هم برای ارسال پیامک به دوستان و آشنایانی که در دلشان شک و ریبی هست ! فردا انشاالله  برای ۱۵۰ نفر می فرستم!

 عید سعید غدیر مبارک باد

عید غدیر خم ،  نبیّ ، دست  علی  بالا  گرفت

 

شد آیه نازل دینـتان امروز دین  کامل است

 

 در عصر غیبت هم ولیّ , چون نایب مهدی بُود

 

امروز "حکم رهبری" ، معیار حق  و  باطل است

 

 رهبرم خامنه ای تاج سرم خامنه ای

حمیدرضا فاطمی ۰۳/۰۸/۱۳۸۹

اشعار و مطالب دیگر در مورد حضرت علی (ع) وعید غدیر 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۱۹
حمیدرضا فاطمی
دوشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۱۵ ب.ظ

اهمیت فضای مجازی از نگاه رهبر

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۱۵
حمیدرضا فاطمی

  رهبر امین    

رهبر من نور چشمان من است

 

رهبر من نور چشمان من است          عشق او آیین و ایمان من است

ذوالفقار  حیدری در دست  او             طاعتش میثاق و پیمان من است

سیدی از نسل پاک فاطمه(س)          هم ز نسل شیر یزدان من است   

در ولایت وارث  آل نبی   (ص)           جانشینی  از   امامان   من  است   

همچو مه  تابد  به قلب  شیعیان        نائب  خورشید پنهان  من  است  

در هدایت  سوی حق  آرد   مرا           این هدایت سمت قرآن من است

دوستانش دوست می دارم همی      دشمن او دشمن  جان  من  است 

آنکه   مهر  او  ندارد   در  وجود          بی گمان هم کیش نادان من است

در سخن چون ابر  می بارد  به دل         در  کویر خشک  باران  من است 

در حضورش موج دریا  دیده ام             در کلامش راحت جان من است    

در نگاهش غرق دریا می شوم          واژه هایش در و مرجان من است

قلب  تارم  را  صفایی  می دهد           جامع فکر پریشان  من  است  

من مرید  آن  دل   وارسته ام               او  مراد و پیر عرفان  من است    

بوی یوسف می دهد پیراهنش            گرچه خود یعقوب کنعان من است

من چو سنگم او چو کوه بیستون         من چو مورم او سلیمان من است

من چو بلبل او  چو  باغ  پر زگل            من چو برگ او سرو بستان من است   

نام  او  ورد  زبانم  روز   و  شب            عشق او درد است ودرمان من است

آرزوی  دیدنش   دارم  به    دل             در فراقش شهر زندان من است  

ای خوش آن روزی که بینم رهبرم          ساعتی در خانه  مهمان  من است  

هرگز ای یاران دعایش می کنید           شب نمازش ذکر یاران  من  است

روی خوبش با دو چشمت دیده ای         چهره اش چون ماه تابان من است 

غرق  دریای  تهاجم  را  چه  غم          ناجی  کشتی  ز طوفان من است 

گر چه دشمن نقشه ها دارد بسی        حامی او  حی سبحان من است     

در  امانت  او ‹‹  امین  ››  انقلا ب         در شجاعت شیر میدان من است    

راه  او  باشد    ره  پیر خمین (ره)        رهرو راه  شهیدان من است     

افتخار  ما    بود ‹‹  سید  علی ››        سرور من جان جانان من است 

چون فقیه وعالم است ودین شناس       مرجع تقلید  دوران من  است  

روز ششم  ماه  تیر از سال شصت         رهبرم جانباز  ایران  من  است 

ای  خداوندا   نگهدارش  تو   با ش          چون دعای او نگهبان من است    

شعر امروزم که وصف رهبر است          بهترین اشعار  دیوان من است 

پیروانش نی به پاکستان و   هند        درفلسطین است و لبنان من است   

گوئیا مهدی(عج) چنین گوید که او         بهترین اصحاب و یاران من است   

 
* ‹‹  امین  ›› تخلص شعری رهبر معظم انقلاب است.
  
رهبر من نور چشمان من است

الحمد لله رب العالمین  -  حمید رضا فاطمی     ششم تیر ماه  1380 


 همه اشعار و مطالب مربوط به مقام معظم رهبری

دریافت شعر در قالب pdf برای چاپ  

دریافت سرودی از این شعر  620 کیلوبایت
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۴ ، ۱۹:۵۷
حمیدرضا فاطمی
جمعه, ۵ تیر ۱۳۹۴، ۰۷:۰۴ ق.ظ

رهبر دل ها - حضرت آیت الله خامنه ای

 رهبرم

 من دینم را از تو می گیرم ، من راهی را می روم که تو می روی و قدم بر جای پای تو می گذارم.  من به ولایت تو افتخار می کنم چرا که ولایت تو را ولایت امام زمان (عج ) می دانم . اگر امام بزرگوار ما وارث امامان معصوم (ع) و وارث رسول خدا (ص) بود و اگر او وارث تمامی انبیاء بود ، تو وارث همان امامی و حقا که یک قدم از راه او جدا نرفته ای  پس تو ولی مایی و رهبر ما.

در این وانفسا که هر کسی برداشتی از دین دارد و هر ناکسی تراوشات ذهنی خود و افکار و اندیشه های وام گرفته از غربیها و مادی پرستان را به ساحت دین می چسباند و به نام دین به خورد توده ها می دهد ، من دینی را بر می گزینم که تو منادی آن باشی . من ولایتت را می پذیرم تا حدود آزادی را بر اساس قانون خدا برایم معین کنی .

برخلاف نظر کوته نظران و کج اندیشان و معاندان ، من برده و بندة تو نیستم ،چرا که تو ارباب نیستی ؛ من بندة آزاد خداوندم که پیرو توأم و تو رهبر منی ، من گوش به فرمان توأم  و تو فرمانده  منی ، من مرید توأم  و تو مراد منی .

من تو را شبیه ترین مردمان به امامان معصوم (ع) می بینم ، در دیانت و هدایت مردم به سوی خدا ، در تدبیر و رهبری حکومت اسلامی ، در سیاست مبارزه و مقابله با دشمنان اسلام و قرآن ، در فهم سیاسی و اجتماعی از دین ، در شجاعت و شهامت  ودر صبر و بردباری ، در ساده زیستی و زهد معنوی ، .....  تورا بر سیره و روش پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) می بینم .

پس چرا به ولایتت افتخار نکنم و از جان و دل به فرمان تو گردن ننهم؟ پس من راهی را میروم که تو نشانم دهی، چرا که به این اعتقاد قلبی رسیده ام که راه تو ، راه امام و هدف تو هدف امام است.

من تو را تنها نمی گذارم تا در روز قیامت روی زشت کوفیان را نبینم . من تو را تنها نمی گذارم تا وقتی پرسیدند امامت کیست ؟ نام زیبای تو را با افتخار بر زبان آورم. من در دنیا با تو می مانم تا روز قیامت که هر کس به دنبال امامی سرگردان میشود ، مرا با تو محشور کنند و تو دست مرا بگیری. من تو را تنها نمیگذارم تا در روز قیامت همراه علی (ع) باشم.

و چه زیباست سخن آن شهید که وصیت کرد: من با خدای خویش پیمان بسته ام که در همه کربلا ها و در همه عاشورا ها همراه حسین باشم.

 ما  را  سری است با تو  که گر خلق روزگار  

دشمن شوند و سربکشند ،ما بر آن سریم

رهبرم، مظلومیت تو ما را به یاد مظلومیت مولا علی(ع) می اندازد اگر منافقان امت قلب تو را جریحه دار کرده ودل تو را خون کرده اند ، خوارج هم قلب امیرالمؤ منین (ع) را خون کرده بودند. مگر نه این است که آنها هم قبلا از اصحاب نزدیک پیامبر (ص) بودند و ولایت علی(ع) غربالشان کرد؟إ و مگر نه این است که منافق صفتان انقلاب ، بازماندگان اهالی کوفه و وارثان همان خوارجند که با ولایت تو غربال می شوند. اما مظلومیت علی(ع) از مظلومیت تو بیشتر بود چرا که یارانش انگشت شمار بودند ولی تو بسیجی ها را داری. بسیجی هایی که امام را تنها نگذاشتند تو را هم تنها نمی گذارند. دوستانت را دوست می داریم و دشمنانت را دشمن.

رهبرم تو تنها نیستی ، تو رهبر قبیلة عشقی ؛ آنان که خون مسلمانی در رگ هایشان جوششی دارد ، عشق به ولایت هم در دلهایشان موج میزند . تو رهبر بسیجی هایی ، تو رهبر همة  مسلمانانی ، تو رهبر همة عاشقان عدالتی . تو رهبر محرومان و مستضعفینی . تو رهبر همة کسانی هستی که چشم انتظار ظهور مهدی اند . شیفتگان عدالت و زهد علی (ع ) چون در دوران آن حضرت نبوده اند  با پیروی از تو و دفاع از ولایت تو وفاداری خود را به او اثبات می کنند و قلب خود را با سخنان علی گونة تو تسکین می دهند و عاشقان امام زمان (عج ) گوش به فرمان تو برای اجرای فرامین آن امام موعود تمرین اطاعت می کنند و اگر چه سعادت حضور در دولت کریمة آن حضرت را نیافته اند ولی دلخوشند که در تحت ولایت امیری صالح از یاوران او روزگار را سپری می کنند .

عکس تو بر دیوار های بلند قلوب مسلمانان نقش بسته است و این عزتی خداوندی است که به آن رهبر فرزانه عطا شده و لیکن اهل نفاق آن را نمی فهمند :

وَ لِلّهِ  الْعِزّةُ  وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لکِنَّ الْمُنافِقینَ لا یَعْلَمُون  (قرآن کریم )

رهبرم ! سربازان و جان بر کفان تو یکی دو تا نیستند ،  ما دهها و صدها نفر نیستیم ،  ما دهها هزار و صدها هزار نفر نیستیم ،  ما میلیونها نفریم .  ما دهها و صدها میلیون نفریم که در ایران و در سرتاسر جهان گوش به فرمان تو هستیم ،  ما همة آزادگان جهانیم ! 

 پیوند رهبر و امت

حمیدرضا فاطمی

  همه اشعار مربوط به مقام معظم رهبری در این وبلاگ 


موضوعات مرتبط: رهبر معظم انقلاب ، انتخابات و فتنه سبز 88 ، یادداشت ها و دل نوشته ها
برچسب‌ها: مقام معظم رهبری , رهبر معظم انقلاب , متن در وصف رهبر , رهبر دلها , آیت اله , آیت الله خامنه ای , ohlki hd , vifv

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۴ ، ۰۷:۰۴
حمیدرضا فاطمی

عکس زیبایی از مقام معظم رهبری در کنار پدر بزرگوارشان

مرحوم آیت الله آقا سید جواد خامنه ای(ره)

[تصویر:  243017_197.jpg]

شادی روح مطهر آن روحانی فقید صلوات


زندگینامه :


مرحوم آیت الله سید جواد خامنه ای در جمادی الاخر سال 1313 ه.ق در نجف اشرف در خانواده ای روحانی دیده به جهان گشودند. در کودکی به همراه خانواده به تبریز مهاجرت کردند.
پدر ایشان مرحوم آیت الله حاج سید حسین خامنه ای عالم بزرگ تبریز و امام جماعت مسجد جامع این شهر بود که در سطح 1325 ه.ق رحلت نمود. سنین نوجوانی ایشان مقارن با آغاز نهضت مشروطیت بود و ایشان برخی از رویدادهای مهم از قبیل مصلوب کردن بزرگان تبریز در روز عاشورا به وسیله روسها را دیده بودند.
مرحوم ایت الله سید جواد خامنه ای تحصیل را در تبریز آغاز نمود در سال 1336 ه.ق برای ادامه تحصیلات به مشهد مقدس مهاجرت کرد. در آنجا 9 سال از محضر آیات عظام میرزا محمد آقازاده خراسانی، حاج آقا حسین قمی و حاج فاضل خراسانی استفاده برد که این ایام با قیام شیخ محمد خیابانی ـ شوهر خواهر ایشان ـ مقارن بود.
در سال 1345 ه.ق برای تکمیل تحصیلات رهسپار نجف اشرف شدند و از خرمن علم و معرفت آیات عظام میرزا نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی بهره بردند. پس از اتمام تحصیلات به مشهد بازگشتند و با دختر مرحوم آیت الله حاج سید هاشم نجف آبادی ازدواج کردند که رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای ثمره این وصلت مبارکند.
ایشان سالها در مشهد به تدریس فقه و اصول و اقامه جماعت در مسجد جامع گوهرشاد و مسجد صدیقی های بازار بزرگ مشغول بودند و در دوران مبارزات فرزندانشان از رژیم ستمشاهی آزار و اذیت بسیاری متحمل شدند.
مرحوم آیت الله حاج سید جواد خامنه ای سرانجام در 15 تیر 1365 / 25شوال 1406 در مشهد دار فانی را وداع گفتند و پس از تشییع با شکوه مردمی در جوار حضرت امام رضا (ع) در توحید خانه (رواق پشت سر حضرت) به خاک سپرده شدند .
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۴ ، ۰۶:۵۶
حمیدرضا فاطمی

 مناجات شعبانیه در کلام امام خمینی (ره)

- و مناجات شعبانیه از بزرگترین مناجات و از عظیم ترین معارف الهی و از بزرگترین امری است که آنهایی که اهلش هستند می توانند تا حدود ادراک خودشان استفاده کنند.

- این از دعاهایی است که من غیر از این دعا ندیدم که همه ی ائمه این مناجات را می خواندند.

- «من ندیده ‏ام در ادعیه، دعایى را که گفته شده باشد همه امامها این دعا را مى‏خواندند، در دعاى شعبانیه این هست؛ اما من یادم نیست که در یک دعاى دیگرى دیده باشم که همه ائمه این را مى‏خواندند. این مناجات شعبانیه براى این است که شما را، همه را مهیا کند براى «ضیافة اللَّه».»

 پیوند مرتبط: تاملی در دیدگاه امام خمینی(ره) در باره مناجات شعبانیه

--------------------------------------------

مناجات شعبانیه در کلام آیت الله خامنه ای  

 رهبر معظم انقلاب در جمکران

مناجات مأثوره‌ى ماه شعبان - که روایت شده اهل‌بیت علیهم‌السّلام بر آن مداومت داشتند - یکى از دعاهایى است که لحن عارفانه و زبان شیواى آن، با مضامین بسیار والا و سرشار از معارف عالى‌یى همراه است که نظیر آن را در زبانهاى معمولى و محاورات عادى نمى‌توان یافت و اساساً با آن زبان قابل ادا نیست. این مناجات، نمونه‌ى کاملى از تضرع و وصف حال برگزیده‌ترین بندگان صالح خدا با معبود و محبوب خود و ذات مقدس ربوبى است. هم درس معارف است، هم اسوه و الگوى عرض حال و درخواست انسان مؤمن از خدا.  

 اللهم احفظ قائدنا و سیدنا ، الامام الخامنه ای



دریافت متن مناجات شعبانیه  67.4 کیلوبایت pdf

دریافت فایل صوتی مناجات شعبانیه با صدای حاج مهدی سماواتی  3.63 مگابایت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۴ ، ۱۹:۵۶
حمیدرضا فاطمی
سه شنبه, ۲ دی ۱۳۹۳، ۱۰:۰۰ ب.ظ

روز بصیرت و حماسه نهم دی 88

رهبر معظم انقلاب:در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت حماسه 9 دی۱۳۹۰/۰۹/۲۱        :
حضور مردم و ایمان دینی دو عنصر برجسته حماسه نهم دی 88 بود
 

حماسه 9 دی - اندازه تصویر بزرگ است و با ذخیره آن در اندازه واقعی نمایش پیدا می کند. 

 

حضرت آیت الله خامنه ایرهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (دوشنبه) در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت حماسه نهم دی، اراده خداوند متعال و ایمان به توفیق الهی را عامل اصلی هدایت قلبها و دلهای ملت ایران برای حضور در عرصه های مختلف برشمردند و خاطرنشان کردند:حضور عظیم و خروشان مردمی در  9 دی 88 ، تجلّی بارزی از هویت و ماهیت انقلاب یعنی روح دیانت حاکم بر دلهای مردم بود.

 
ایشان در تبیین حقیقت حماسه نهم دی به دو عنصر "حضور گسترده مردمی" و " ایمان دینی مردم " اشاره کردند و خاطر نشان کردند:نهم دی 88، حادثه کوچکی نیست بلکه آن حرکت عظیم و ماندگار مردمی، شبیه حرکت بزرگ ملت در روزهای اول انقلاب است و باید تلاش شود در سالگرد این حماسه، حرف اصلی ملت ایران، یعنی حرکت در سایه دین و تحقق وعده های الهی تبیین شود.
حضرت آیت الله خامنه ای در تشریح اولین عنصر یعنی اهمیت حضور گسترده مردم در صحنه های مختلف افزودند:هنر اصلی امام خمینی(ره)، وارد کردن مردم به صحنه بود و در هرجایی که مردم با شجاعت، بصیرت و عمل متناسب با ایمان خود، وارد میدان شدند تمام مشکلات، و بزرگترین موانع در مقابل اراده مردم از بین می رود.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند:در هر نقطه ای از جهان چنانچه مردم با هدف و شعار مشخص و ایمان و عمل متناسب، به عرصه بیایند هیچ عاملی قادر به مقاومت نیست و این یک نسخه کلی برای تمام ملتهاست،  که امام خمینی (ره) به آن عمل کرد و ملت ایران هم با اعتماد به امام راحل عظیم الشان، آن را بصورت عملی اثبات کرد.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین در تبیین ایمان دینی مردم، به عنوان دومین عنصر اهمیت حادثه ماندگار نهم دی افزودند:آن معجزه گری که همه مردم را بسیج کرده، به صحنه می آورد و با وجود همه سختی ها آنان را در صحنه نگه می دارد، ایمان قلبی و دینی است چرا که بر اساس ایمان دینی، شما در هر شرایطی پیروز خواهید بود و شکست معنایی ندارد.
رهبر انقلاب اسلامی، حماسه نهم دی را از این منظر کاملاً شبیه صدر اسلام و همچنین روزهای پیروزی انقلاب دانستند و خاطرنشان کردند:در این روز، مردم براساس وظیفه دینی خود به میدان آمدند تا نشان دهند بر خلاف تبلیغات فتنه گران، مردم ایران ضمن پایبندی به نظام جمهوری اسلامی از عزم و اراده دینی استوار برخوردارند.
حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری وقایع تلخ فتنه 88 افزودند:این فتنه، صرفا منحصر به حضور عده ای افراد در خیابانها نبود، بلکه ناشی از یک بیماری بود که با اقدامات سیاسی و امنیتی قابل دفع شدن نبود، و به یک حضور عظیم مردمی نیاز داشت، که چنین هم شد.
رهبر انقلاب اسلامی به نقش عاشورای حسینی و محرم، در تحققحماسه نهم دیهم اشاره کردند و افزودند:همانگونه که در ابتدای انقلاب، محرم به کمک این مردم آمد و امام خمینی (ره) فرمود؛ خون بر شمشیر پیروز است، در قضایای 9 دی هم، عاشورا به کمک ملت آمد و حماسه بزرگ و ماندگاری را خلق کرد.ایشان بر ضرورت پاسداشت این حماسه بزرگ تأکید کردند و دو توصیه نیز به دست اندرکاران ستاد بزرگداشت نهم دی داشتند: اولاً در بزرگداشت نهم دی جنبه های شعاری غلبه پیدا نکند و ثانیاً به عمق شعارها که حرف اصلی ملت ایران بود، توجه شود.
در ابتدای این دیدار آیت الله جنتی رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی با اشاره به عملکرد 32 ساله این شورا در هماهنگی مراسمهای بزرگ و گسترده مردمی گفت:حماسه مردم در 9 دی 88 بسیار فراتر از پیش بینی ها بود و ضد انقلاب را به کلی مأیوس کرد.
 
مطالب مرتبط:

دست قدرت الهی راهپیمایی 9 دی را در تاریخ ماندگار کرد

در فتنه سال88 خیلی ها اشتباه کردند 

شعر : ز سمت بادیه برگرد ، چو قصد قبله نمایی

 


 

  هَلْ یَسْتَوِی الأَعْمَی وَالْبَصِیرُ أَفَلاَ تَتَفَکَّرُونَ .  قرآن کریم  - انعام آیه ۵۰
 آیا آنها که کوردلند با آنان که بصیر و آگاه هستند مساویند! پس آیا نمی اندیشند!؟
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ دی ۹۳ ، ۲۲:۰۰
حمیدرضا فاطمی
چهارشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۹:۱۰ ب.ظ

رهبر امین - شعری در وصف آیت الله خامنه ای

   رهبر امین    

رهبر من نور چشمان من است

 
رهبر من نور چشمان من است                 عشق او آیین و ایمان من است
 
ذوالفقار حیدری در دست او           طاعتش میثاق و پیمان من است
 
سیدی از نسل پاک فاطمه(س)      هم ز نسل شیر یزدان من است   
  
در ولایت وارث آل نبی  (ص)         جانشینی از  امامان  من است   
 
همچو مه تابد به قلب شیعیا ن       نائب خورشید پنهان من است  
 
در هدایت سوی حق آرد  مر ا           این هدایت سمت قرآن من است

 

دوستانش دوست می دارم همی   دشمن او دشمن جان من است 

 
آنکه  مهر او ندارد  در وجو د        بی گمان همکیش نادان من است
 
در سخن چون ابر می بارد به دل      در کویر خشک باران من است 
 
در حضورش موج دریا دیده ام       در کلامش راحت جان من است    
 
در نگاهش غرق دریا می شو م         واژه هایش در و مرجان من است
 
قلب تارم را صفایی می دهد          جامع فکر پریشان من است  
 
من مرید آن دل  وارسته ام               او مراد و پیر عرفان من است    
 
بوی یوسف می دهد پیراهنش         گرچه خودیعقوب کنعان من است
 
من چو سنگم او چو کوه بیستون        من چو مورم او سلیمان من است
 
من چو بلبل او چو باغ پر زگل            من چوبرگ اوسروبستان من است   
 
نام او ورد زبانم روز  و شب             عشق اودرداست ودرمان من است
 
آرزوی دیدنش  دارم به   دل       در فراقش شهر زندان من است  
 
ای خوش آن روزی که بینم رهبرم         ساعتی در خانه مهمان من است  
 
هرگز ای یاران دعایش می کنید         شب نمازش ذکر یاران من است
 
روی خوبش با دو چشمت دیده ای           چهره اش چون ماه تابان من است 
 
غرق دریای تهاجم را چه غم         ناجی کشتی ز طوفان من است 
 
گر چه دشمن نقشه ها دارد بسی      حامی او حیسبحان من است     
 
در امانت او ‹‹ امین ›› انقلا ب           در شجاعت شیر میدان من است    
 
راه او باشد   ره پیر خمین (ره)      رهروراهشهیدان من است     
 
افتخار ما   بود ‹‹ سید علی ››       سرور من جان جانان من است 
 
چون فقیه وعالم است ودین شناس       مرجع تقلید دوران من است  
 
روز ششم ماه تیر از سال شصت         رهبرم جانباز ایران من است 
 
ای خداوندا  نگهدارش تو  با ش          چون دعای او نگهبان من است    
 
شعر امروزم که وصف رهبر است         بهترین اشعار دیوان من است 
 
پیروانش نی به پاکستان و  هند      درفلسطین است و لبنان من است   
 
گوئیا مهدی(عج) چنین گوید که او         بهترین اصحاب و یاران من است   
      

 

 
* ‹‹ امین ›› تخلص شعری رهبر معظم انقلاب است.
 
  
رهبر من نور چشمان من است
 
 

الحمد لله رب العالمین - حمید رضا فاطمی     ششم تیر ماه 1380 

 


 همه اشعار و مطالب مربوط به مقام معظم رهبری در این وبلاگ 

 

دانلود سرودی از این شعر         


موضوعات مرتبط:رهبر معظم انقلاب،فقط اشعار !
,,,,

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۳ ، ۲۱:۱۰
حمیدرضا فاطمی
رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از شاعران:
مسئولیت سنگین شاعر در قبال مسائل اصلی کشور و حرکت الهام بخش انقلاب اسلامی/ اندیشه‌ی حکیمانه شعر و شاعر را به قله می‌رساند(۱۳۹۲/۰۵/۰۲ - ۰۰:۳۷)
حسینیه امام خمینی (ره) در شب میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام میزبان اهالی فرهنگ و هنر، استادان زبان و ادب فارسی و شعرای پیشکسوت و جوان کشور و جمعی از شعرای فارسی گوی افغانستان، تاجیکستان و هندوستان بود.
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار با اشاره به حرکت مستمر و رو به جلو و پیشرفتهای قابل توجه در شعر کشور خاطرنشان کردند: شعر یکی از برجسته ترین هنرهاست و هنرمندان شاعر مسئولیت سنگینی در قبال مسائل اصلی کشور و حرکت عظیم تاریخی و الهام بخش انقلاب اسلامی دارند که باید این هنر بسیار فاخر و کهنه نشدنی را در خدمت انجام این مسئولیتهای بزرگ قرار دهند.
دیدار اهالی فرهنگ و شعرای پیشکسوت و جوان کشور
حضرت آیت الله خامنه ای، "احساسات بشری"، "دلتنگی ها" و "اندیشه و حکمت" شاعر را سه فصل تشکیل دهنده شعر خواندند و افزودند: بیان احساسات شاعرانه و عاشقانه و همچنین بیان دلتنگی ها از آنچه در زندگی جاری وجود دارد، دو بخش از شعر است که به رسمیت شناخته می شود اما نباید با افراط در این دو بخش، حکمت و اندیشه در شعر نادیده گرفته شود.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به شعر برجستگان و بزرگان شعر و ادب فارسی نظیر سعدی و حافظ و صائب، گفتند: در سروده های این شاعران بزرگ بیان احساسات و دلتنگی ها وجود دارد اما "حکمت و اندیشه" نیز در سراسر اشعار آنان گسترده است و در واقع اندیشه حکیمانه است که شعر و شاعر را به قله می رساند.
ایشان تأکید کردند: گنجاندن معارف اسلامی، سبک زندگی اسلامی، اندیشه حکیمانه و مسائل لازم برای آموختن به انسانها نباید در شعر مورد غفلت قرار گیرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی شاعر را در مواجهه با مسائل جامعه دارای مسئولیت دانستند و افزودند: امروز حرکت عظیم تاریخی ملت ایران الهام بخش مجموعه های بزرگ بشری است و مسأله انقلاب اسلامی و ایستادگی در برابر نظام سلطه ی بین المللی و زورگویی های جهانی می بایست در شعر شاعران ظهور و بروز داشته باشد.
رهبر انقلاب جهاد هشت ساله در دوران دفاع مقدس، جهاد برای بنای جامعه اسلامی، جهاد در زمینه ی اصلاح سبک زندگی، جهاد استحکام بخشیدن به ساخت قدرت ملی و مسائلی از قبیل بیداری اسلامی و فلسطین را از دیگر موضوعات مهم خواندند که باید در شعر شاعران تجلی پیدا کند.
توصیه ی آخر حضرت آیت الله خامنه ای به جامعه شعر کشور توجه ویژه به شعر کودک و نوجوان بود.
ایشان شعر کودک را که متضمن مفاهیم حکمت اسلامی و سیاسی باشد، از موضوعات مهم و ضرورت های عرصه ی شعر خواندند و خاطرنشان کردند: در کنار پرورش استعدادهای جوان لازم است حکمت اسلامی و ایرانی در اشعار فارسی گنجانده شود.
قبل از بیانات رهبر انقلاب اسلامی، تعدادی از شعرا سروده های خود را با مضامین اخلاقی، دینی، آیینی، سیاسی، انقلابی و اجتماعی قرائت کردند.
در ابتدای این دیدار، شاعران در فضایی صمیمی با رهبر معظم انقلاب از نزدیک گفت وگو کردند.
حاضران همچنین، نماز جماعت مغرب و عشاء را به امامت حضرت آیت الله خامنه ای اقامه و روزه خود را همراه ایشان افطار کردند.
 




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۵۱
حمیدرضا فاطمی
شنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۰، ۱۱:۴۲ ب.ظ

کریسمس با ˝آقا˝ در خانه یک شهید ارامنه

 خاطره ای بسیار جالب و خواندنی از دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده یک خلبان شهید ارمنی


 
 امام جمعه تهران که شدند این کار را شروع کردندو هم‌چنان هم ادامه دارد. افتخارمان این است که در استان تهران، خانواده و شهید به بالا نداریم که آقا خانه‌شان نرفته باشد. تقریباً محله و خیابان اصلی در شهر تهران نداریم که ایشان نیامده باشند و بلد نباشند. تک‌تک این محله‌های خود شما را من حداقل می‌دانم ما خانواده شهید سه شهید و دو شهید نداریم که ایشان نیامده باشند.

حدود شش، هفت سال بعضی روزهای شیفت کاری‌ام، مسئول تنظیم ملاقات خانوادة معظم شهدا من بودم. به‌همین‌خاطر می‌دانم شرایط و وضعیت چگونه بود. دیدارهای خانواده شهدا، باصفاترین، باحال‌ترین لذتی که آدم می‌خواهد ببرد را دارد. بعضی‌هایش خیلی سوزناک است. یک خانواده شهید می‌روی فقط یک فرزند داشتند که آن هم شهید شده است. خیلی سخت است برای یک پدر و مادر که یک بچه بزرگ کرده باشند، آن بچه‌شان را هم در راه خدا داده باشند. هرچند آن‌ها با افتخار می‌گویند، ولی ما که می‌نشینیم نگاه می‌کنیم، آن خستگی را احساس می‌کنیم.

بعضی از خانواده شهدا با تقدیم چند شهید روحیة عجیبی دارند. به طور مثال خانواده شهید «خرسند»، در نازی‌آباد. خانوادة خرسند چهار تا شهید داده است؛ پدر خانواده، دو فرزند خانواده و داماد خانواده. مادر این شهیدان این‌قدر قدرتمند، باصلابت و بانجابت با آقا صحبت می‌کرد که یکی دو بار آقا گریه کرد.

این فقط اختصاص به شهیدان شیعه ندارد. همة آدم‌هایی که در راه خدا در کشور ما از ادیان مختلف کشته شدند. چه شیعه، چه سنی، چه مسیحی و...

 

صبح روز کریسمس یعنی عید پاک ارامنه، آقا فرمودند خانة چند ارمنی و عاشوری اگر برویم خوب است. ما آدرسی از ارامنه نداشتیم. سری به کلیساهای‌شان زدیم که آن‌ها از ما بی‌خبرتر بودند. رفتیم بنیاد شهید، دیدیم خیلی اطلاعات ندارند. کمی اطلاعات خانوادة شهدا را از بنیاد شهید، مقداری از کلیساها و یک سری هم توی محله‌ها پیدا کردیم و با این دیدگاه رفتیم. صبح رفتیم گشتیم توی محلة مجیدیه شمالی، دو سه تا خانواده پیدا کردیم. در خانواده‌ها را زدیم و با آن‌ها صحبت کردیم. توی خانواده مسلمان‌ها ما می‌رویم سلام می‌کنیم و می‌گوییم از هیئت آمدیم از بسیج، پایگاه ابوذر، بالاخره یک چیزی می‌گوییم و کارتی نشان می‌دهیم. بین ارمنی‌ها بگوییم که از بسیج آمدیم که بالاخره فرهنگش... بگوییم از دادستانی آمدیم که باید دربروند. کارت صداوسیما نشان دادیم و گفتیم از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران هستیم. امشب شب کریسمس که شب پاک شماهاست می‌خواهیم فیلمی از شماها بگیریم و روی آنتن بفرستیم.
برای نماز مغرب‌وعشا با یک تیم حفاظتی وارد مجیدیه شدیم. گفتیم اسکورت که حرکت کرد به ما ابلاغ می‌کنند، می‌رویم سر کارمان دیگر. اسکورت هم به هوای این‌که ما توی منطقه هستیم با بی‌سیم زیاد صحبت نکنند که مسیر لو نرود، روی شبکه بالاخره پخش می‌شود دیگر. چیزی نگفتند. یک آن مرکز من را صدا کرد با بی‌سیم گفتم به گوشم.

موردمان را گفت که شخصیت سر پل سیدخندان است. سر پل سیدخندان تا مجیدیه کم‌تر از سه چهار دقیقه راه است. من سریع از ماشین پیاده شدم. در خانه را زدم. خانمی از گل بهتر آمد دم در، در را باز کرد. ما با یاالله یاالله خواستیم وارد شویم، دیدیم نمی‌فهمد که. بالاخره وارد شدیم. چون کار باید می‌کردیم. گفتیم نودال و اَمپِکس و چیزایی که شنیده بودیم، کارگردان و این‌ها بروند تو.

کارگردان رفت پشت‌بام پست بدهد، اَمپِکس رفت توی زیرزمین پست بدهد، آن رفت توی حیاط پست بدهد. پست بودند دیگر حالا. فیلممان بود. یک ذره که نزدیک شد، بی‌سیم اعلام کرد که ما سر مجیدیه هستیم. من هم با فاصله‌ای که بود به این خانم چون احیا بشود، این‌جوری جلوی آقا نیاید، گفتم: ببخشید! الآن مقام معظم رهبری دارند مشرف می‌شوند منزل شما.

گفت: قدم روی چشم، تشریف بیاورد. گفتید کی؟

من اسم حضرت آقا را گفتم. ـ داستان بازرگان و طوطی را شنیده‌اید ـ‌، تا اسم آقا را گفتم افتاد وسط زمین و غش کرد. فکر کردیم چه کنیم داستان را؟ داد بیداد کردیم، دو تا دختر از پله آمدند پایین. یاالله یاالله گفتیم و بهشان گفتیم که مادرتان را فعلاً جمع کنید. مادر را بردند توی آشپزخانه.

دخترها گفتند: چه شد؟

گفتم: ببخشید! ما همان صداوسیمای صبح هستیم که آمده بودیم. ولی الآن فهیمدیم که مقام معظم رهبری می‌آیند منزلتان، به مادرتان گفتیم غش کرد. فکری کنید.

تا اجازه نگرفت وارد خانه نشد

این‌ها شروع کردند مادر خودشان را به حال آوردند. فشارشان افتاده بود، آب قند آوردند. بی‌سیم اعلام کرد که آقا پشت در است. من دویدم در خانه را باز کردم. نگهبانی هم که باید کنار در می‌ایستاد، رفت دم در. کارهای حفاظتی‌مان را انجام دادیم. آقا از ماشین پیاده شد تا وارد خانه بشود. آمد توی در خانه نگاه کرد و گفت: سلام علیکم.

گفتم: بفرمایید.

گفت شما؟

نه این‌که ما را نمی‌شناخت، گفتند، تو چه کاره‌ای یعنی؟ گفتیم: صاحب‌خانه غش کرده.

گفت: کس دیگری نیست؟

یاد آن افتادیم که دو تا دخترها هم می‌توانند به آقا بگویند بفرمایید. گفتیم آقا شما بفرمایید داخل.

گفت: من بدون اذن صاحب‌خانه به داخل نمی‌آیم.

معنی و مفهوم حفاظت، خودش را این‌جا از دست نمی‌دهد. مهم‌تر از حفاظت این است. بدون اذن وارد خانه کسی نمی‌شود. رهبر نظام است باشد، ارمنی است باشد، ضدحفاظت‌ترین شکل ممکن این است که مقام معظم رهبری توی خیابان اصلی توی چهارراه، با لباس روحانیت با آن عظمت رهبری خودشان بایستند، همة مردم هم ایشان را ببینند و ایشان بدون اذن وارد خانه کسی نشوند.

من دویدم رفتم توی آشپزخانه. به یکی از این دخترها گفتم آقا دم در است بیایید تعارف کنید بیایند داخل.

لباس مناسبی تنشان نبود. گفتند: پس ما لباسمان را عوض کنیم.

به آقا گفتیم: که رفته‌اند لباس مناسب بپوشند، شما بفرمایید داخل.

گفتند: نه می‌ایستم تا بیایند.

چند دقیقه‌ای دم در ایستادند. ما هم سعی کردیم بچه‌هایی که قد بلند دارند را بیاوریم، مثل نردبان دور ایشان بچینیم که ایشان پیدا نباشد. راه دیگری نداشتیم. چند دقیقه معطل شدیم. چون دانشجو بودند لباس دانشجویی مناسب داشتند. یکی از دخترها، دوید و آقا را دعوت کرد و آقا رفتند داخل اتاق. این خانم پیش آقا رفت و خوش‌آمد گفت. بعد گفت که مادرمان توی این اتاق است، الآن خدمت می‌رسیم.

رفتند بیرون. آقا من را صدا کرد گفت این‌ها پدر ندارند؟

گفتم: نمی‌دانم. چون صبح نپرسیده بودم.

گفت بزرگ‌تر ندارند؟ برادر ندارند؟

رفتیم آن اتاق پشتی. گفتم: ببخشید، پدرتان؟

گفتند، مرده.

گفتیم، برادر؟

گفتند، یکی داشتیم شهید شده.

گفتیم، بزرگتری، کسی؟

گفتند، عموی ما در خانة بغلی می‌نشیند.

فکر کردیم بهترین کار این است که عمو را بیاوریم بیرون. حالا چه کلکی بزنیم عمو را از خانه بیرون بیاوریم؟ با این هیبت و این تیپ و قدوقواره، همه دو متر درازی و لباس‌ها، شکل، تیپ و اسلحه. هرچه هم بخواهی بگویی من کسی نیستم، قیافه‌ات تابلو است.

در بغلی را زدیم. یک آقایی آمد دم در سلام کردم. گفتم، ببخشید! امر خیری بود خدمت رسیدیم.

این بندة خدا نگاه کرد، یک مسلمان بسیجی، خانة یک ارمنی آمده، چه امر خیری؟ خودش تعجب کرد. رفت لباس پوشید آمد دم در. محترمانه باهاش پیچیدیم توی خانة برادر خودش. داخل خانه که شدیم، نگهبان او را بازرسی کرد. نگاه کرد، پیش خودش گفت، برای امر خیر مگر آدم را بازرسی می‌کنند؟

بعد از بازرسی قضیه را بهش گفتیم. گفتیم: رهبر نظام آمده این‌جا، این‌ها چون بزرگتری نداشتند، خواهش کردیم که شما هم تشریف بیاورید.

او را داخل که بردیم و آقا را که دید، مُرد. یک جنازه را یدک کردیم و بردیم نشاندیم روی صندلی کنار آقا. این‌ها به خودی خود زبانشان با ما فرق می‌کند. سلام علیک هم که می‌خواهند بکنند کلی مکافات دارند. با مکافاتی بالاخره با آقا سلام و احوال‌پرسی کرد و درنهایت یک هم‌دمی را برای آقا مهیا کردیم.

حضرت آقا چایی و شیرینی‌شان را خورد

رفتیم توی این اتاق بالای سر مادر و با التماس دعا، مادر را هم راه انداختیم. آمدند رفتند بالا، لباس مناسب پوشیدند و آمدند پایین. وقتی وارد اتاق شد، آقا تعارفشان کردند در کنار خودشان، کنار همان عمویی که نشسته بود. بعد هم گفتند: مادر! ما آمده‌ایم که حرف شما را بشنویم؛ چون شما دچار مشکل شده بودید، دوستان عموی بچه‌ها را آوردند.

دخترها آمدند نشستند. آقا اولین سؤالشان این بود که شغل دخترها چیست؟

گفتند: دانشجو هستند.

آقا خیلی تحسینشان کرد و با این‌ها کلی صحبت کردند، توی این حالت، این دختر سؤال کرد که آقا آب، شربت، چیزی برای خوردن بیاورم؟

این‌ها همه‌اش درس است. من خودم نمی‌دانستم که بگویم بیاورد یا نیاورد؟ آقا می‌خورد یا نمی‌خورد؟ نمی‌دانستم. رفتم کنار آقا، از آقا سؤال کردم، گفتم: آقا این‌ها می‌گویند که خوردنی چیزی بیاوریم؟ چایی چیزی بیاوریم؟

آقا گفتند: ما مهمانشان هستیم. از مهمان می‌پرسند چیزی بیاورند یا نیاورند؟ خُب اگر چیزی بیاورند ما می‌خوریم.

بعد خود آقا گفتند: بله دخترم! اگر زحمت بکشید چایی یا آب‌میوه بیاورید، من هم چایی، هم آب‌میوة شما را می‌خورم.

این‌ها رفتند چایی، آب‌میوه و شیرینی آوردند. خود میوه را هم آوردند. خُب توی خانة مسلمان‌ها این‌‌طوری است. یک نفر چند تا میوه پوست می‌کند می‌دهد دست آقا، آقا هم دعا می‌کند. همان‌جا به پدر شهید، مادر شهید، پسر شهید و یا همسر شهید آن خوراکی را تقسیم می‌کنیم، همه یک قسمتی از این میوه می‌خورند که آقا به آن دعا کرده. توی ارمنی‌ها هم همین کار را باید می‌کردیم؟ واقعاً نمی‌دانستیم.

چایی آوردند، آقا خورد، آب‌میوه آوردند، آقا خورد، شیرینی آوردند، آقا خورد. آقا حدود چهل دقیقه توی خانه ارمنی‌ها نشستند و با این‌ها صحبت کردند. مثل بقیة جاها آقا فرمودند: عکس شهیدتان را من نمی‌بینم. عکس شهید عزیزمان را بیاورید ببینم.

توی خانة مسلمان‌ها چهار تا عکس بزرگ شهید وجود دارد که توی هر اتاقی یکی هست. می‌پریم و می‌آوریم. این‌ها رفتند آلبوم عکس‌شان را آوردند. آلبوم عکس هم متأسفانه برای شب عروسی شهید بود. آلبوم را گذاشتند جلوی آقا. صفحة اول یک عکس دوتایی. یادگاری فردین با دوستش گرفته بود آن وسط بود. آقا همین‌جوری نگاه می‌کردند، شروع کردند به صحبت کردن، همین‌جوری صفحه‌ها را ورق می‌زدند تا تمام شود. تمام که شد گفتند: خُب! عکس تکی شهید را ندارید؟

یک عکس تکی از شهید پیدا کردند و آوردند گذاشتند جلوی آقا. آقا شروع کردند از شهید تعریف کردن. گفت: خُب! نحوة اسارت، نحوة شهادت اگر چیزی داشته به من بگویید.

ما فهمیدیم نام این شهید بزرگوار، شهید «مانوکیان» است، به اندازة شهیدان «بابایی»، «اردستانی» و «دوران» پرواز عملیاتی جنگی داشته است. هواپیمایش F14، بمب‌افکن رهگیر بوده و بالای صد سُرتی پرواز موفق در بغداد داشته. هواپیمایش را توی دژ آهنی بغداد می‌زنند. شهید، هواپیما را تا آن‌جا که ممکن است، اوج می‌دهد. هواپیما در اوج تا نقطة صفر خودش، که اتمسفر است بالا می‌آید و بقیه‌اش را به‌سمت ایران سرازیر می‌شود. چهار تا موتور هواپیما منهدم می‌شود. هواپیما لاشه‌اش توی خاک ایران می‌افتد، ولی چون دیگر سیستم برقی هواپیما کار نمی‌کرده‌، نتوانسته ایجکت کند و نشد که چتر برای شهید کار کند. هواپیما به زمین خورد و ایشان به شهادت رسید.

ارمنی‌ای بود که حتی حاضر نشد، لاشة هواپیمای جمهوری اسلامی به‌دست عراقی‌ها بیافتد. آن خانواده، این فرزندشان است. این بزرگوار در نیروی هوایی مشهور است. دربارة شهادتش و اخلاقش تعریف کردند.

مادر شهید گفت: امروز فهمیدم که علی(ع) کیست

مادر شهید گفت: آقا! حالا که منزل ما هستید، من می‌توانم جمله‌ای به شما عرض کنم؟

آقا گفت: بفرمایید، من آمدم این‌جا که حرف شما را بشنوم.

گفت: ما با شما از نظر فرهنگ دینی فاصله داریم، در روضه‌هایتان شرکت می‌کنیم، ولی خیلی مواقع داخل نمی‌آییم. روز شهادت امام حسین(ع)، روز عاشورا و تاسوعا به دسته‌های سینه‌زنی امام حسین(ع) شربت می‌دهیم. می‌آییم توی دسته‌هایتان می‌نشینیم، ظرف یک‌بارمصرف می‌گیریم، که شما مشکل خوردن نداشته باشید، چون ما توی ظرف آن‌ها آب نمی‌خوریم. توی مجالس شما شرکت می‌کنیم و بعضی از حرف‌ها را می‌شنویم. من تا الآن نمی‌فهمیدم بعضی چیزها را.

می‌گفتند، در دین شما بانویی ـ که دختر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) است ـ را بین درودیوار گذاشته‌اند، سینه‌اش را سوراخ کرده‌اند. میخ، مسمار به سینه‌اش خورده. نمی‌فهمیدم یعنی چی. می‌گفتند مسلمان‌ها یک رهبری داشتند به نام علی(ع). دستش را بستند و در سه دورة 25 ساله، حکومتش را غصب کردند. نمی‌فهیمدم یعنی چی. گفتند، در 25 سالی که حکومتش غصب شده بود، شغلش این بود، آخر شب نان و خرما می‌گذاشت روی کولش می‌رفت خانه یتیم‌هایش. این را هم نمی‌فهمیدم. ولی امروز فهمیدم که علی(ع) کیست.

امروز با ورود شما به منزل‌مان، با این همه گرفتاری‌ای که دارید، وقت گذاشتید و به خانة منِ غیر دین خودتان تشریف آوردید. اُسقُف ما، کشیش محلة ما به خانة ما نیامده است، شما رهبر مسلمین‌ هستید. من فهمیدم علی(ع) که خانة یتیم‌هایش می‌رفت چه‌قدر بزرگ است.

از ورود آقای خامنه‌ای به منزلشان، به علی(ع) و 25 سال حکومت غصب شده‌اش و زهرا(س) پی برد. خُب! این برود مشهد، امام رضا(ع) شفایش نمی‌دهد؟

بعد از بازگشت حضرت آقا، پاسداران را توبیخ کردند

ما چهل دقیقه با این خانواده بودیم. عین چهل دقیقه،‌ به اندازة چند کتاب از این‌ها درس گرفتیم. آقا در خانة ارامنه آب، چایی، شربت، شیرینی و میوه‌شان را خورد. بعضی از دوست‌های ما نخوردند. کاتولیک‌تر از پاپ هم داریم دیگر. رهبر نظام رفته خورده، پاسدار، من نوعی، نخوردم. حزب‌اللهی‌تر از آقا هستم دیگر.

با آن‌ها خداحافظی کردیم و به‌سمت دفتر به‌راه افتادیم. وقتی رسیدیم آقا فرمودند: این بچه‌ها را بگویید بیایند.

آمدند. گفتند: این کار چه بود که شما کردید؟ ما مهمان این خانواده بودیم. وقتی خانه‌شان رفتیم چرا غذایشان را نخوردید؟ این اهانت به این‌ها محسوب می‌شود. نمی‌خواستید داخل نمی‌آمدید.

* نقل از ماهنامه امتداد

منبع : برنا نیوز ۲۶/۱۰/۱۳۹۰


موضوعات مرتبط:،


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۰ ، ۲۳:۴۲
حمیدرضا فاطمی