اشعار فاطمی (جدید)

سلام من به تو یا صاحب الزمان مهدی(عج) - فدای آن گل زیبای مه نشان مهدی(عج)

اشعار فاطمی (جدید)

سلام من به تو یا صاحب الزمان مهدی(عج) - فدای آن گل زیبای مه نشان مهدی(عج)

اشعار فاطمی (جدید)

بسم الله الرحمن الرحیم
==============
گرخسته گشته ای زغم و رنج عالمی
شعـری بخـوان ز دفتـر اشعـارفاطمی
==============
شعر دارای حقوق و مالکیت معنوی است که صرفاً تعلق به شاعر آن دارد .
لطفاً هنگام کپی کردن اشعار ، حتماً نام شاعر یا آدرس وبلاگ را قید نمایید . با تشکر
حمیدرضا فاطمی

وبلاگ "اشعار فاطمی" در بلاگفا
fatemi84.blogfa.com

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۶ بهمن ۹۸، ۱۷:۱۰ - بنده
    تشکر

اشعار فاطمی

کانال اشعار فاطمی در سروش

کانال اشعار فاطمی در ایتا

کانال اشعار فاطمی در سروش کانال اشعار فاطمی در ایتا

۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۹ ثبت شده است

سه شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۷:۵۰ ب.ظ

شهادت حضرت علی (ع) تسلیت باد

السلام علیک یا امیرالمؤمنین یا علی بن ابیطالب (ع)

یا قاهِرَ العَدُوِّ  یا  والیَ الوَلی ، یا مَظهَرَ العَجائِبِ  یا  مُرتَضی علی !

درعزایش قـلب ما را غـم گرفت         شیعـه در سوگ علی ماتم  گرفت

او همان کس بود  در روز غـدیر        دست او پیغمبر خاتم (ص) گرفت

 اینجا محراب مسجد کوفه است . محل ضربت خوردن حضرت علی (ع)

جایی که محاسن مبارکش به خون سرش خضاب شد.

یادتان باشد که امام ما را کافران و مشرکان نکشتند ، بلکه بدست منافقین جاهل به شهادت رسید. پس امروز هم باید حواسمان باشد و دوست و دشمن را خوب بشناسیم تا تاریخ دوباره تکرار نشود !

پخش نوحه در شهادت مولا امیرالمؤمنین (ع)- حاج محمود کریمی و مداحان دیگر 

کلام حضرت علی (ع) خطاب به مسئولان:

در انتخاب افراد هرگز به فراست و خوشبینی خود تکیه مکن، چرا که اشخاص زرنگ ، روش جلب نظر و خوش بینی زمامداران را با  ظاهر سازی به خوش خدمتی  خوب می دانند، در حالی که در ورای این ظاهر جذاب هیچگونه امانتداری و خیرخواهی وجود ندارد . 

نهج البلاغه - نامه شماره ۵۳

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۹ ، ۱۹:۵۰
حمیدرضا فاطمی---: ۶۵۶
سه شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۷:۴۳ ب.ظ

علی معنای عشق آفرینش

علی معنای عشق آفرینش

 

علی آن   شیر  میدان  شجاعت

علی آن مظهر زهد و عدالت

همان  سرچشمه  علم و فضایل

به آن زیبا ترین شکل و شمایل

علی   دریای  علم    بیکران ها

که بود آگه  به راه آسمانها

شب و تنها و  نخلستان کوفه

ز نامردی  آن  مردان  کوفه

دلش غمگین ز رنج  روزگاران

 ز سستی و ز بد عهدی یاران

ز تنهایی چو سر در چاه می کرد

 ز غم ها شکوه ها و آه می کرد

چه می گفتا به شب اندر نهانی

به چاه از  ناله های آسمانی

دعا می خواند و آنجا داد می زد

ز درد و رنج و غم فریاد می زد

به  یاد اشک آن زهرای  اطهر

ز فقدان و ز دوری پیمبر(ص)

به  یاد   فاطمه   قلبش  گرفته

ز ناچاری غمش در دل نهفته

همان ام الحسن ، ام الحسینـش

گل  یاسش  و  ام الزینبـینـش

به یاد محسن آن  طفل شهیدش

که لعنت باد  بر قاتل عنیدش

نماند از  بهر او  یاران  چندی

 بجز  قدر  کم و تعداد  اندی

سه تا ماندند زاصحاب پیمبر(ص)

فقط  مقداد و سلمان و ابوذر

به یاد  مالک  اشتر که مردی

چو او هرگز نبود اندر نبردی

علی  زیبا ترین  نام  دو  عالم

علی  اولی ترین   اولاد   آدم

علی  آن  اولین  مرد   مسلمان

که در جانش نشسته  نور ایمان

به سیزده سالگی بهر پیمبر(ص)

 ولی گشت و وصی گشت وبرادر

علی  آن  وارث  علم     نبوت

علی آن  صاحب  حق امامت

علی   معنای    عشق   آفرینش

چراغ  روشن  تقوا و  بینش

چرا می رفت  نخلستان  کوفه

ز نامردی  آن  مردان  کوفه

به نخلستان دور کوفه می رفت

ز جور مردمان کوفه می رفت

به شب  آن  ناله های آسمانی

به اشک و ناله های آنچنانی

غمش پنهانی اندر  چاه می گفت

اگر شادی بدی با ماه می گفت !

به هر جنگی که با کفار می شد

چو شیران حیدر  کرار می شد

ز تنهایی چون سرمی کرد در چاه

ز غم های دل و از غصه و آه

همان که در زمین  شیر خدا بود

به راه  آسمان ها  آشنا  بود

به یاد رنج زهرا گریه می کرد

ز فقدان  پیمبر مویه می کرد

-----------------------------------

پیمبر  کز خلایق   برترین بود

بدانستی  که حج آخرین بود

چو  در خاک غدیر خم رسیدند

بکردند صبر تا مردم رسیدند

تمام  حاجیان را  جمع   کردند

سخن های فصیحش سمع کردند

سپس دست علی بالای سر کرد

وصیت کرد و گفتارش اثر کرد

که هر کس را که من مولای اویم

ز بعد خود علی مولاش گویم

که هرکس دست من بالای او هست

ز بعد من علی مولای اوهست

وصی  باشد  برایم  هم   برادر

ولی  بهر  شما  مولا و رهبر

ز  گفتار  نبی   طاعت   نمودند

تمام  حاضران  بیعت  نمودند 

چو پیغمبر برفت  از  دار  دنیا

 دل  مولا  شکست از کار دنیا

ولی  انداخت  رسم  بی   وفایی

 میان  امت  و  مولا  جدایی !

ضمان و بیعت خود را شکستند

ز قدرت دست او کامل  ببستند

خلافت را ز دست  او   ستاندند

شتر در خانه ای دیگر نشاندند

ز دست او حکومت  را  گرفتند

همه  زین  ماجرا اندر شگفتند

علی کز علم و حکمت هیبتی داشت         

خلافت کی به نزدش قیمتی داشت

خلافت را به نزدش قیمتی نیست

به قدر لنگه کفش کهنه ای نیست

تمام همّ و غمّش بهر دین  بود

که دستورات قرآن کی چنین بود

سکوتش  بهر حفظ   دین اسلام 

که تا شاید بماند شیعه را نام

چنانکه خاری  اندر چشم او بود

و یا یک استخوانی در گلو بود

سکوت ازشیرغران بس عجیب است

چرا؟ چون بین یارانش غریب است

بگفتا   صبر  کردم  بهر   دینم

که پیغمبر(ص)  بفرمودی چنینم

نصیبش  گشت  در آخر شهادت

به مسجد هم به محراب عبادت  

----------------------------------------------------

حمید رضا فاطمی – 1385-شب 21 ماه مبارک رمضان

http://rahyabnews.com/files/fa/news/1395/4/6/62087_369.jpg

التماس دعا-                                    دریافت شعر در قالب PDF برای چاپ

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۹ ، ۱۹:۴۳
حمیدرضا فاطمی---: ۶۲۴
دوشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۹:۰۰ ب.ظ

یار و محبوب حافظ در غزل هایش چه کسی است ؟

۶ تا از بهترین اشعار حافظ را اینجا بخوانید


چند سال قبل یه روز جمعه صبح زود بیدار شدم و نمازی خواندم ، هوای پاک و تازه ای بود . حال و هوای خوبی داشتم .

دیوان حافظ جلوی دستم آمد و صفحه ای را باز کردم و شروع به خواندن کردم. دیدم این غزل فقط به امام زمان (عج) می خورد! غزل بعدی و غزل بعدی و تا چند صفحه همه اش با دلیل بهم ثابت شد که فقط به امام زمان (عج) می خورن نه به هیچ کس دیگری. و آنجا بود که برایم اثبات شد که محبوب واقعی جناب حافظ در بیشتر غزل ها وجود نازنین امام عصر (عج) هستند.  بجز اشعاری که عرفانی هستند که منظور از محبوب ، خداوند است یا مستقیما به شخص خاصی اشاره دارد و مشخص است مثلا به فوت فرزندش یا از دست دادن همسرش و ...

این مطلب هم تاییدی است بر خاطره ما :

مهدویت در شعر حافظ

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۹ ، ۲۱:۰۰
حمیدرضا فاطمی---: ۱۰۷
چهارشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۱۰:۰۵ ب.ظ

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم 

که‌ تا‌ ناگه ز یکدیگر نمانیم‌

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم ( شعر )

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم       

   که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم     

  چه آمد بر سر اقوام و خویشان

     که گردید جمعشان اینطور پریشان    

      چرا فامیل ها از هم جدایند       

  چرا دوستان رفیقان بی وفایند   

        چرا خواهر ز خواهر میگریزند      

        برادر با برادر  در ستیزند     

      چرا دختر ز مادر ننگ دارد    

     پدر با بچه هایش جنگ دارد    

    چرا مهر و محبت کیمیا شد      

   همه دوستی رفاقت ها ریا شد    

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۹ ، ۲۲:۰۵
حمیدرضا فاطمی---: ۲۸۸