انتظار , امیدواری به آینده و مایوس نبودن است.



روز آخر ذى الحجه که آخر سال عرب است سیّد در اقبال موافق یک روایت ذکر کرده که دو رکعت نماز کند در هر رکعت حمد یک مرتبه و ده مرتبه قُل هُواللّهُ اَحَدٌ ده مرتبه آیة الکرسى بخواند و بعد از نماز بگوید:
پس چون گفت این را شیطان گوید واى بر من هرچه من تَعَب کشیدم در حق او در این سال همه را خراب کرد به این کلمات . و شهادت دهد سال گذشته براى او که سال خود را به خیر ختم نمود. ( مفاتیح الجنان)
مراسم قالیشویان مشهد اردهال

مراسم قالیشویان نمایش واقعه شهادت سلطان علی بن محمد باقر (ع) در سال 113 هجرت در سزمین مشهد اردهال و نحوه به خاکسپاری این امامزاده جلیل القدر توسط اهالی فین کاشان است که هر ساله با تعصب و غرور خاصی معمولا در یکی از روزهای میان نهم تا پانزدهم مهرماه برگزار میشود که به روز قالیشویان معروف است.
هر گاه این جمعه با یکی از روزهای سوگواری و جشن مذهبی، یا با یک رویداد برجسته تاریخی و سیاسی همزمان بشود، مراسم در همان هفته بر پا میگردد.
یک هفته پیش از مناسک قالیشویان، معمولا در نخستین جمعه از فصل پائیز، مراسم جار در کاشان بر گزار میگردد . این جمعه که در میان کاشانیها به جمعه جار معروف است، روز فراخوانی مردم به مراسم قالیشویی در مشهد اردهال است.
جمعه جار پیامآور فرا رسیدن سالروز شهادت شهید دشت اردهال، امامزاده مظلوم ، حضرت سلطان علی بن امام محمدباقر (ع) و روز موعود برای گرد همایی طایفه فینی است
هر سال در روز جمعه جار، چند جارچی در محلات فین و محله بازار کاشان و روستای خاوه از روستاهای کاشان راه میافتند و گشتزنان به روش و سنت آبا و اجدادی خود با بانگ بلند و آوازی خاص ندا در میدهند و مردم را از فرا رسیدن روز موعود قالیشویان و هفته زیارت امامزاده سلطان علی (ع) آگاه میکنند .

آخر ذیقعده سالروز شهادت جانگداز جوان ترین امام شیعیان ،امام نهم ،حضرت امام محمد تقی(ع) تسلیت باد

کاظمین شهر امام کاظم است حرمتش در نزد شیعه لازم است
کاظمین شهر تقی ، شهر جواد در سخاوت مثـل او هـرگـز مبـاد
آن که در نُه سالگی گشته امام عمر او در بیست و پنجم شد تمام
شبکه اطلاع رسانی امام جواد (علیه السلام)
همیشه بوده و هستم به یادت
سـر و جانـم به قربان جوادت
حاج مهدی سلحشور
روز آخر ماه ذیقعده سال دویست و بیست بنابر مشهور حضرت امام محمد تقى علیه السلام به زهر معتصم در بغداد شهید شد و این بعد از دو سال و نیم تقریباً از فوت مأمون گذشته بود چنانکه خود آن جناب میفرمود: اَلْفَرَجُ بَعْدَ الْمَأمُونِ بِثلثینَ شَهْراً ؛ و این کلمه مُشْعِر است بر آنکه آن حضرت از سوء معاشرت مأمون در کمال اذیّت و صدمه بود که مرگ خود را فَرَج و گشایش خود تعبیر نموده؛ چنانکه پدر بزرگوارش حضرت امام رضا علیه السلام در زمان ولایتعهد خود نیز چنین بوده و در هر جمعه که از مسجد جامع مراجعت مى فرمود به همان حالى که عرق دار و غبارآلوده بود دستها را به درگاه الهى بلند مى کرد و مى گفت اِلهى اگر فَرَج و گشایش امر من در مرگ من است پس همین ساعت در مرگ من تعجیل فرما و پیوسته در غم و غصّه بود تا از دنیا رحلت فرمود. و حضرت امام محمّد تقى علیه السلام در وقتى که وفات کرد از سنّ شریفش بیست و پنج سال و چند ماهى گذشته بود قبر شریفش در بقعه مبارکه کاظمیّه در پشت سر جدّ بزرگوارش حضرت امام موسى علیه السلام واقع است .مفاتیح الجنان
بی تو چه سخت گذشت به ما فصل انتظار
از عـاشقـان روی مهـت بـرده ای قــرار
ای هد هد سبـا به کجــا رفته ای مگر
بـر مـا ز یـار و دلبـر خوبـان ، خبــر بیــار

سلام بر همه دوستان عزیز
از این عکس خوشم آمد حیفم آمد که در وبلاگ درجش نکنم. برای دسکتاب خیلی جذاب است.
سلام بر همه دوستان عزیز
واقعا توفیق می خواهد که آدم بتواند از شبهای قدر بهره ببرد و فرصتی پیدا کند تا برای خودش و عزیزانش دعایی کند .
هر مومنی یک دایره ی دعایی دارد برای خودش . و یک عده خاصی از بستگان و دوستان و همسایگان و استاد و شاگرد و علما و ... را در آن راه میدهد .
گاه می شود که یک کسی که نمی شناسیش با یک اظهار لطف و محبتی در دایره دعاهایت در می آید و یک فامیلی یا آشنایی با یک گفتار یا رفتار غلط از دایره دعاهایت بیرون می رود...
هر چه مومن دلش پاک تر و نیتش با خدا خالص تر باشد دایره دعاهایش گسترده تر است تا آنجا که گاه برای دشمنانش دعا می کند که ادب شوند و توبه کنند و به راه نجات بیایند.
و هر بنده ای که اعمالش برای خدا خالص تر و خدمتش به خلق خدا بیشتر باشد در دایره دعاهای دیگران بیشتر قرار می گیرد.
انشاءالله در این شبهای رحمت به برکت وجود اهل بیت (ع) مشمول رحمت بیکران خداوند قرار گیرید و ما را هم در دایره دعاهای خوبتان بگنجانید.
هشتم مرداد ۱۳۹۲ - حمیدرضا فاطمی

در دعا کردن خودخواه نباش!
متن جلسه هفتم اخلاق آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی در شب های ماه مبارک رمضان- ۱۳۸۹
در ادامه مطلب ...


دهم رمضان ، سالروز وفات همسر با وفای پیامبر گرامی اسلام ، حضرت خدیجه کبری (سلام الله علیها ) تسلیت باد
اول زنی که گشت مسلمان خدیجه بود
پر شد دلش ز پرتو ایمان خدیجه بود
بخشید مال و ثروت خود را به همسرش
تا پا گرفت دین ضعیفان ، خدیجه بود
حمیدرضا فاطمی - ۱۰/۵/۱۳۹۱ یازده رمضان
من دینم را از تو می گیرم ، من راهی را می روم که تو می روی و قدم بر جای پای تو می گذارم. من به ولایت تو افتخار می کنم چرا که ولایت تو را ولایت امام زمان (عج ) می دانم . اگر امام بزرگوار ما وارث امامان معصوم (ع) و وارث رسول خدا (ص) بود و اگر او وارث تمامی انبیاء بود ، تو وارث همان امامی و حقا که یک قدم از راه او جدا نرفته ای پس تو ولی مایی و رهبر ما.
در این وانفسا که هر کسی برداشتی از دین دارد و هر ناکسی تراوشات ذهنی خود و افکار و اندیشه های وام گرفته از غربیها و مادی پرستان را به ساحت دین می چسباند و به نام دین به خورد توده ها می دهد ، من دینی را بر می گزینم که تو منادی آن باشی . من ولایتت را می پذیرم تا حدود آزادی را بر اساس قانون خدا برایم معین کنی .
برخلاف نظر کوته نظران و کج اندیشان و معاندان ، من برده و بندة تو نیستم ،چرا که تو ارباب نیستی ؛ من بندة آزاد خداوندم که پیرو توأم و تو رهبر منی ، من گوش به فرمان توأم و تو فرمانده منی ، من مرید توأم و تو مراد منی .
من تو را شبیه ترین مردمان به امامان معصوم (ع) می بینم ، در دیانت و هدایت مردم به سوی خدا ، در تدبیر و رهبری حکومت اسلامی ، در سیاست مبارزه و مقابله با دشمنان اسلام و قرآن ، در فهم سیاسی و اجتماعی از دین ، در شجاعت و شهامت ودر صبر و بردباری ، در ساده زیستی و زهد معنوی ، ..... تورا بر سیره و روش پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) می بینم .
پس چرا به ولایتت افتخار نکنم و از جان و دل به فرمان تو گردن ننهم؟ پس من راهی را میروم که تو نشانم دهی، چرا که به این اعتقاد قلبی رسیده ام که راه تو ، راه امام و هدف تو هدف امام است.
من تو را تنها نمی گذارم تا در روز قیامت روی زشت کوفیان را نبینم . من تو را تنها نمی گذارم تا وقتی پرسیدند امامت کیست ؟ نام زیبای تو را با افتخار بر زبان آورم. من در دنیا با تو می مانم تا روز قیامت که هر کس به دنبال امامی سرگردان میشود ، مرا با تو محشور کنند و تو دست مرا بگیری. من تو را تنها نمیگذارم تا در روز قیامت همراه علی (ع) باشم.
و چه زیباست سخن آن شهید که وصیت کرد: من با خدای خویش پیمان بسته ام که در همه کربلا ها و در همه عاشورا ها همراه حسین باشم.
ما را سری است با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سربکشند ،ما بر آن سریم
رهبرم، مظلومیت تو ما را به یاد مظلومیت مولا علی(ع) می اندازد اگر منافقان امت قلب تو را جریحه دار کرده ودل تو را خون کرده اند ، خوارج هم قلب امیرالمؤ منین (ع) را خون کرده بودند. مگر نه این است که آنها هم قبلا از اصحاب نزدیک پیامبر (ص) بودند و ولایت علی(ع) غربالشان کرد؟إ و مگر نه این است که منافق صفتان انقلاب ، بازماندگان اهالی کوفه و وارثان همان خوارجند که با ولایت تو غربال می شوند. اما مظلومیت علی(ع) از مظلومیت تو بیشتر بود چرا که یارانش انگشت شمار بودند ولی تو بسیجی ها را داری. بسیجی هایی که امام را تنها نگذاشتند تو را هم تنها نمی گذارند. دوستانت را دوست می داریم و دشمنانت را دشمن.
رهبرم تو تنها نیستی ، تو رهبر قبیلة عشقی ؛ آنان که خون مسلمانی در رگ هایشان جوششی دارد ، عشق به ولایت هم در دلهایشان موج میزند . تو رهبر بسیجی هایی ، تو رهبر همة مسلمانانی ، تو رهبر همة عاشقان عدالتی . تو رهبر محرومان و مستضعفینی . تو رهبر همة کسانی هستی که چشم انتظار ظهور مهدی اند . شیفتگان عدالت و زهد علی (ع ) چون در دوران آن حضرت نبوده اند با پیروی از تو و دفاع از ولایت تو وفاداری خود را به او اثبات می کنند و قلب خود را با سخنان علی گونة تو تسکین می دهند و عاشقان امام زمان (عج ) گوش به فرمان تو برای اجرای فرامین آن امام موعود تمرین اطاعت می کنند و اگر چه سعادت حضور در دولت کریمة آن حضرت را نیافته اند ولی دلخوشند که در تحت ولایت امیری صالح از یاوران او روزگار را سپری می کنند .
عکس تو بر دیوار های بلند قلوب مسلمانان نقش بسته است و این عزتی خداوندی است که به آن رهبر فرزانه عطا شده و لیکن اهل نفاق آن را نمی فهمند :
وَ لِلّهِ الْعِزّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ وَ لکِنَّ الْمُنافِقینَ لا یَعْلَمُون (قرآن کریم )
رهبرم ! سربازان و جان بر کفان تو یکی دو تا نیستند ، ما دهها و صدها نفر نیستیم ، ما دهها هزار و صدها هزار نفر نیستیم ، ما میلیونها نفریم . ما دهها و صدها میلیون نفریم که در ایران و در سرتاسر جهان گوش به فرمان تو هستیم ، ما همة آزادگان جهانیم !

حمیدرضا فاطمی
امام خمینی(ره) :
انتظار فرج ،انتظار قدرت اسلام است، باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیداکند و مقدمات ظهور فراهم شود.
شعر می گویم برایت تا طلوع آفتاب
صبحگاهان را تماشا می کنم با عشق ناب
تا که عمری در جهان است از پس غیبت درآ
ای فروغ آسمانی ! ساعتی بر من بتاب
حمیدرضا فاطمی ۶ صبح - جمعه ۱۳ مرداد ۱۳۹۱
عکس زیبایی از مقام معظم رهبری در کنار پدر بزرگوارشان
مرحوم آیت الله آقا سید جواد خامنه ای(ره)
![[تصویر: 243017_197.jpg]](http://www.asriran.com/files/fa/news/1391/7/12/243017_197.jpg)
شادی روح مطهر آن روحانی فقید صلوات
شعر گفتن رهبر در جوانی

سوال : ما شخصیت دیگرى از شما که پدر و رهبرمان هستید، با نام مستعار ((امین )) مى شناسیم . ((دلم قرار نمى گیرد از فغان بى تو ---------- سپندوار ز کف داده ام عنان بى تو )) مى خواهیم این ((امین )) از نوشته ها و شعرهاى حتى عارفانه اش براى جوان امروزى بگوید؛ بفرمایید چه شعرهایى داشته اید و مى خواستم از ((امین )) براى ما بگویید
پاسخ رهبر : عرض کنم حضور شما که ماجراى ((امین))، ماجراى دیگر و عالَم دیگرى است ، عالَم شعر و احساس و اینهاست . البته مقدارى راجع به شعر با شماها صحبت کرده ام ؛ چند کلمه ى دیگر هم صحبت مى کنم :
شعر گفتن رهبر در جوانی
من در دوره ى جوانى شعر گفتن را شروع کردم و گاهى شعر مى گفتم ؛ منتها به دلایلى تا سالهاى متمادى شعرم را در انجمن ادبى - که آن وقت در مشهد تشکیل مى شد و من هم شرکت مى کردم - نمى خواندم . حالا عیبى ندارد آن دلیلى را که گفتم به آن دلیل نمى خواندم ، بگویم .
چرا اشعارم را نمی خواندم ؟
علت ، این بود که چون من سابقه ى زیادى با شعر داشتم ، شعر را مى شناختم ؛ یعنى خوب و بد شعر را مى شناختم . در آن انجمن ، وقتى که شعرى خوانده مى شد و اشخاص نامدارى هم در آن انجمن بودند - که بعضى از آنها امروز هم هستند، بعضى هم فوت شده اند - نقدى که من نسبت به شعر انجام مى دادم ، نقدى بود که غالبا مورد تاءیید و تصدیق حضار - از جمله خود آن شاعر - قرار مى گرفت . وقتى که شعر خودم را نگاه مى کردم ، با دید یک نقاد مى دیدم که این شعر، من را را راضى نمى کند؛ لذا نمى خواستم آن شعر را بخوانم .
یعنى اگر شعرى بود که از شعر آن روز بهتر بود، حتما مى خواندم ؛ لیکن مى نشستم ، فکر مى کردم ، شعر را مى گفتم ، مى نوشتم و پاکنویس مى کردم ؛ اما در آن انجمن نمى خواندم . چرا؟ چون سطح آن انجمن به خاطر همین نقدهایى که مى شداز جمله خود من زیاد نقد مى کردم - بالاتر از این شعر بود. شاید شعرهایى خوانده مى شد که از سطح آن شعر بالاتر نبود؛ اما مورد نقد قرار مى گرفت .
به هرحال ، مى توانم این طور بگویم که آن شعر، من را به عنوان یک ناقد، راضى نمى کرد. اتفاق افتاده بود که در غیر از آن انجمن - انجمنهاى دیگرى در بعضى از شهرهاى دیگر، یک شهر از شهرهاى معروف شعرخیز ایران که حالا نمى خواهم اسم بیاورم - شرکت کرده بودم ، و آن جا دیدم سطح آن انجمن ، سطح نقد انجمن ما را در مشهد ندارد؛ از من شعر خواستند، لذا من خواندم - همان سالهاى قدیم .
این که مى گویم ، مربوط به سالهاى 1336، 37 و آن وقتهاست ؛ در حدود سنین بیست ، بیست ویک ساله ، یا حداکثر بیست ودو ساله بودم . البته این تا سالهاى 1342 و 1344 - تا آن وقتها - ادامه داشت که بعد دیگر غرق شدنِ در کارهاى مبارزات ، ما را از کار شعر و اینها بکلى دور کرد؛ انجمن هم دیگر نمى رفتم .
اشعار رهبر پخش نشده است
به هرحال ، آن زمان شعر مى گفتم ؛ بعد شعر گفتن را رها کردم و نمى گفتم ، تا چند سال قبل از این که تصادفا یک جورى شد که دوباره احساس کردم مایلم گاهى چیزى بر زبان ، یا بر ذهن ، یا روى کاغذ بیاورم ؛ آنها هم در بین مردم پخش نشده است - حالا شما یک بیت را خواندید - از شعرهایى که من گفته ام ، چند غزل بیشتر در دست مردم نیست ؛ نمى دانم شما این را از کجا و از چه کسى شنیده اید. این غزلى که مطلعش را خواندید، مال خیلى دور نیست ؛ خیال مى کنم مربوط به همین سه ، چهار سال قبل است .
گفت و شنود صمیمانه ى رهبر معظم انقلاب اسلامى با گروهى از جوانان و نوجوان (گروه کودک و نوجوان صدا و سیما، برنامه ى نیمرخ ) 1376/11/14 منبع : سایت شناخت رهبری
(۱۳۹۴/۰۳/۲۸ - ۲۱:۳۲) □ بیانات □ عکس □ صوت و فیلم □ نسخه چاپی
تصاویر زیبا از این محفل در ادامه مطلب: