اشعار فاطمی (جدید)

سلام من به تو یا صاحب الزمان مهدی(عج) - فدای آن گل زیبای مه نشان مهدی(عج)

اشعار فاطمی (جدید)

سلام من به تو یا صاحب الزمان مهدی(عج) - فدای آن گل زیبای مه نشان مهدی(عج)

اشعار فاطمی (جدید)

بسم الله الرحمن الرحیم
==============
گرخسته گشته ای زغم و رنج عالمی
شعـری بخـوان ز دفتـر اشعـارفاطمی
==============
شعر دارای حقوق و مالکیت معنوی است که صرفاً تعلق به شاعر آن دارد .
لطفاً هنگام کپی کردن اشعار ، حتماً نام شاعر یا آدرس وبلاگ را قید نمایید . با تشکر
حمیدرضا فاطمی

وبلاگ "اشعار فاطمی" در بلاگفا
fatemi84.blogfa.com

بایگانی
آخرین نظرات
  • ۱۶ بهمن ۹۸، ۱۷:۱۰ - بنده
    تشکر

اشعار فاطمی

کانال اشعار فاطمی در سروش

کانال اشعار فاطمی در ایتا

کانال اشعار فاطمی در سروش کانال اشعار فاطمی در ایتا

۱۴ مطلب با موضوع «اشعار دیگران» ثبت شده است

سه شنبه, ۱۸ مرداد ۱۴۰۱، ۰۱:۱۵ ق.ظ

نور چشمانم ای علی اکبر

نور چشمانم ای علی اکبر

نور چشمانم ای علی اکبر 

راحت جانم ای علی اکبر 

امیدم بود آخر عمری ای علی جان گردی عصای من...

این یک نوحه خیلی قشنگ و منظم بود که حاج آقا عابدینی می خوند. ولی نه به خودش دسترسی هست و نه نوحه اش در وب پیدا میشه .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۰۱ ، ۰۱:۱۵
حمیدرضا فاطمی---: ۶

شیعتی مهما شربتم ماء عذب فاذکرونی 

شیعَتی مَهْما شَرِبْتُم ماءَ عَذْبٍ فَاذکُرونی
(شیعیان من! هنگامی که آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید)


اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
(ویاهنگامی که ازغریبی یا شهیدی خبری شنیدید، برمن ندبه کنید)


فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی
(من، نواده [پیامبر] هستم که مرا بی گناه کشتند)


وَ بِجَردِ الخَیْـلِ بَعْدَ القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
(و پس از آن از روی عمد، مرا پایمال سم اسبان کردند)


لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
(ای کاش، همگی در روز عاشورا بودید و می‌دیدید)


کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
(که چگونه برای کودک خردسالم آب خواستم و آنان رحم نکردند)


وَ سَقوهُ سَهمِ بَغـــیٍ عَوَضِ الماءِ المَعینِ
(و به جای آب، با تیر جفا او را سیراب کردند)


یا لرزئ مصاب هَدَّ اَرکانِ الحجونِ
(وه! چه فاجعه غم انگیز و دردناک که براثر آن کوه‌های بلند مکه به لرزه درآمد.)


وَیلُهُم قَد جَرَحوا قَلبِ، رَسولِ الثقلین
(وای بر آنها که با این کار خود، قلب مبارک رسول را جریحه دار کردند)


فالعنوهم ماستطعتم شیعتی فی­ کل حین
(ای شیعیان من هرچه توان دارید درهر زمان آنها را لعنت کنید)

 

 دریافت ویدئو

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۰۱ ، ۰۰:۱۵
حمیدرضا فاطمی---: ۳۵
جمعه, ۲۰ خرداد ۱۴۰۱، ۱۱:۰۵ ق.ظ

کاش من یک بچه آهو می شدم

آهو و بچه آهو

کاش من یک بچه آهو می شدم
می دویدم روز و شب در دشت ها
توی کوه و دشت و صحرا روز و شب
می دویدم تا که می دیدم تو را

 

کاش روزی می نشستی پیش من
می کشیدی دست خود را بر سرم
شاد می کردی مرا با خنده ات
دوست بودی با من و با خواهرم

چون که روزی مادرم می گفت تو
دوست با یک بچه آهو بوده ای
خوش به حال بچه آهویی که تو
توی صحرا ضامن او بوده ای

پس بیا من بچه آهو می شوم
بچه آهویی که تنها مانده است
بچه آهویی که تنها و غریب
در میان دشت و صحرا مانده است

روز و شب در انتظارم پس بیا
دوست شو با من مرا هم ناز کن
بند غم را از دو پای کوچکم
با دو دست مهربانت باز کن

شاعر: سید سعید هاشمی

اشعار و مطالب مرتبط با امام رضا (ع) و مشهد مقدس

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۰۱ ، ۱۱:۰۵
حمیدرضا فاطمی---: ۱۸
پنجشنبه, ۱۸ آذر ۱۴۰۰، ۰۱:۱۲ ق.ظ

طبع مى‏ خواهد که وصف زینب کبرى کند

https://www.hulma.ir/wp-content/uploads/2014/02/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8.jpg

 طبع مى‏خواهد که وصف زینب کبرى کند

چون در مورد حضرت زینب کبری (سلام الله علیها ) شعری نداشتم و از طرفی دوست داشتم مطلبی راجع به آن بانوی بزرگوار در وبلاگم قرار دهم لذا شعری از شاعر بزرگوار جناب آقای -- عباس رسولی -- برگزیدم .

عذر شعر نگفتن امثال مرا هم ایشان در بیت اول آورده است !

طبع مى‏خواهد که وصف زینب کبرى کند

لیک، قطره  کى تواند صحبت از دریا کند؟

 

توسن طبعم در اینجا پاى در گل مانده است

مرغ بى ‏پَر چون سفر بر عرصه عُنقا کند؟

 

نطق گویا عاجز است از شرح و ذکر وصف او

کى تواند خامه مدح آن ملک ‏سیما کند؟

 

جد پاکش مصطفى، باب کبارش مرتضاست

مادرش زهرا که مدحش ایزد یکتا کند

 

چون حسین و چون حسن دارد برادر، هر یکى

ناز بر موسى بن عمران، فخر بر عیسى کند

 

در شهامت ‏بود وارث بر على مرتضى

همت والاى او تفسیر «کرّمنا» کند

 

دختر زهرا که در حجب و حیا و عصمتش

نقش مادر را به خوبى در جهان ایفا کند

 

در شجاعت چون حسین و در صبورى چون حسن

در عبادت پیروى از مادرش زهرا  کند

 

دُر دریاى عفاف و گوهر گنج ‏حیاست

عفتش یاد از حیاى مریم عذرا کند

 

گاه  در آغوش گیرد اصغر لب تشنه را

تا بخوابد آب را در خواب خود رؤیا کند

 

گاه دلدارى دهد بر مادران سوگوار

گاه دلجوئى ز آل و عترت طاها کند

 

گاه آید بر سر نعش برادر از خِیم

از ته دل ناله و فریاد و  واویلا  کند

 

گاه هم  گیرد ز دست دختران بى ‏پناه

از خیام سوخته رو جانب صحرا کند

 

کیست چون زینب کسى کو در دیار کربلا

ناله جانسوز او تاثیر در دلها  کند؟

 

کیست چون زینب که با یک جلوه از نور رُخش

رخنه ‏ها در قلب موسى، در دل سینا کند؟

 

کیست چون زینب که در راه رواج  دین حق

مو به مو برنامه دین خدا اجرا  کند؟

 

کیست چون زینب کسى کو در ره دین خدا

در جهان دار و ندار خویشتن اهدا کند؟

 

کیست چون زینب کسى کو با اسیرى خودش

خون پاک کشتگان کربلا احیا  کند؟

 

کیست چون زینب که با تدبیر مظلومانه‏ اش

دشمن پست و زبون را تا ابد رسوا کند؟

 

کیست چون زینب کسى کو در میان دشمنان

چون على مرتضى در نطق خود غوغا کند؟

 

کیست چون زینب که در بزم یزید بى ‏حیا

خطبه‏ اى ایراد کرده محشرى برپا  کند؟

 

کیست چون زینب که او با یک کلام آتشین

تنگ و تاریک این جهان در دیده اعداء کند؟

 

دختر شیر خدا بود و خودش هم شیر بود

کس ندیده شیر را  کز روبهان پروا  کند

 

در جهان املاء دین را کرده انشاء مو به مو

کیست چون زینب که این املاء را انشاء کند؟

 

پیروى باید کند از دخت زهرا و على

هر که مى‏خواهد که راه دین حق پیدا  کند

 

روز محشر گر به شکوه لب گشاید بى ‏گمان

محشرى دیگر به پا در محشر کبرا کند

 

دشمنانش در سقر سوزند در نار غضب

دوستانش هم مقر در سایه طوبی  کند

 

اى «رسولى‏» غم مدار از گیر و دار روز حشر

دختر زهرا   اگر از راه  لطف ایما  کند

منبع تصویر و شعر :  سایت تبیان 


 

داستان توسل به حضرت زینب (س)

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۰۰ ، ۰۱:۱۲
حمیدرضا فاطمی---: ۸۶۳
شنبه, ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۲:۵۶ ق.ظ

داستان محتشم و سرودن شعر معروف او

https://farsi.al-shia.org/wp-content/uploads/2019/04/%D9%85%D8%AD%D8%AA%D8%B4%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg

مقبل کاشانی و محتشم کاشانی

همه رفتند و من جا ماندم ای دوست

«مقبل کاشانی»،‌ شاعر برجسته آستان اهل بیت (ع) بود اما این تنها مشخصه‌اش نبود. همه او را به «حسرت‌به‌دلی» می‌شناختند. کافی بود بشنود یا ببیند کسی عزم سفر کربلا کرده تا دوباره آسمان چشم‌هایش بارانی شود و روزی‌اش، اشک حسرت. عشق و عطش و آرزومندی،‌ همه را داشت اما تنگدستی،‌ حسرت زیارت را بر دلش گذاشته‌بود. اما بالاخره نوبت به مقبل هم رسید و خدا وسیله زیارت را برایش جور کرد. یکی از دوستان که هزینه سفرش به کربلا را تقبل کرد، از کاشان به طرف کربلا حرکت که نه، پرواز کرد.

قدیمی ترین عکس کربلا

قدیمی ترین عکس از مرقد امام حسین (ع) در کربلا

«که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها...»؛‌ این وصف حال مقبل بود در سفری که همه عمر آرزویش را داشت. وقتی حوالی گلپایگان راهزنان به کاروان آن‌ها حمله کردند، نه‌فقط خرج سفر و اموال آن‌ها بلکه تمام آرزوهایشان را هم با خود بردند. اینطور بود که عده‌ای دست‌خالی به خانه‌هایشان در کاشان برگشتند و عده‌ای هم هرطور بود خود را به گلپایگان رساندند تا در آنجا از اقوام و دوستانشان پولی قرض کنند و سفرشان را ادامه دهند. ماجرای مقبل اما متفاوت بود. نه دل برگشتن به شهرش داشت و نه امیدی به گره‌گشایی در گلپایگان. اما با خودش گفت: «به گلپایگان می‌روم و آنجا می‌مانم و کار می‌کنم تا خرج سفرم را فراهم کنم.»

... به حرم رهم ندادند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۰۰ ، ۰۰:۵۶
حمیدرضا فاطمی---: ۳۲۸

یا زهرا (س)

 
۱۳:۰۵

گر نگاهی به ما کند زهرا (س) [حاج محمود کریمی] [شب سوم فاطمیه دوم]

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۹ ، ۱۰:۲۰
حمیدرضا فاطمی---: ۶۴۳
سه شنبه, ۹ دی ۱۳۹۹، ۱۰:۰۹ ب.ظ

شعری برای اولین سالگرد شهادت سردار سلیمانی

https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1398/10/13/1398101310120050119273884.jpg

دستشان باز شد آلوده به خون، جانی‌ها
 بی‌دوام است ولی خنده شیطانی‌ها
 

کم علمدار ندادیم در این کرب و بلا
 کم نبودند در این خاک سلیمانی‌ها

جای هر قطره خون، صد گل از این باغ شکفت
 کی جهان دیده از این گونه فراوانی‌ها؟ 

آرزو داشت به یاران شهیدش برسد
رفت پیوست به حاج احمد و طهرانی‌ها

شعله شد خشم فروخورده ما از این داغ
کم مباد از سرشان سایه نادانی‌ها

برسانید به آنها که پشیمان نشوند
ثمری نیست در این دست پشیمانی‌ها

غیرت است این که همه پیر و جوان می‌بندند
گره بر چکمه و سربند به پیشانی‌ها

انتقامش به خدا از حججی سخت‌تر است
وای از مشت گره‌کرده ایرانی‌ها! 

راهی قدس شده لشکر آزادی قدس

این خبر را برسانید به سفیانی‌ها

شاعر: نفیسه سادات موسوی 

#انتقام_سحت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۹ ، ۲۲:۰۹
حمیدرضا فاطمی---: ۷۷
يكشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ۰۳:۱۵ ب.ظ

روز بزرگداشت حافظ

https://www.shahrmajazi.com/Upload/Image/virtualcountry1396-4-14-9-15-26.jpg
روز بزرگداشت حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین حافظ شیرازی، معروف به لسان الغیب و ترجمان الاسرار ، شاعر بزرگ سده هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. وی در سال 727 قمری در شیراز به دنیا آمد. بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به‌ غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوه سخن‌پردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوه سخنش با او مشهور است. او از مهم‌ترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته می‌شود.

در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان‌های اروپایی ترجمه شد و نام او به گونه‌ای به‌ محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. وی در سال 792 قمری در شیراز دیده از جهان فرو بست و در همین شهر به خاک سپرده شد. هر ساله در تاریخ 20 مهرماه مراسم بزرگ‌داشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار می‌شود. مطابق تقویم رسمی ایران این روز، روز بزرگ‌داشت حافظ نامیده‌ شده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۹ ، ۱۵:۱۵
حمیدرضا فاطمی---: ۷۱
دوشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۹:۰۰ ب.ظ

یار و محبوب حافظ در غزل هایش چه کسی است ؟

۶ تا از بهترین اشعار حافظ را اینجا بخوانید


چند سال قبل یه روز جمعه صبح زود بیدار شدم و نمازی خواندم ، هوای پاک و تازه ای بود . حال و هوای خوبی داشتم .

دیوان حافظ جلوی دستم آمد و صفحه ای را باز کردم و شروع به خواندن کردم. دیدم این غزل فقط به امام زمان (عج) می خورد! غزل بعدی و غزل بعدی و تا چند صفحه همه اش با دلیل بهم ثابت شد که فقط به امام زمان (عج) می خورن نه به هیچ کس دیگری. و آنجا بود که برایم اثبات شد که محبوب واقعی جناب حافظ در بیشتر غزل ها وجود نازنین امام عصر (عج) هستند.  بجز اشعاری که عرفانی هستند که منظور از محبوب ، خداوند است یا مستقیما به شخص خاصی اشاره دارد و مشخص است مثلا به فوت فرزندش یا از دست دادن همسرش و ...

این مطلب هم تاییدی است بر خاطره ما :

مهدویت در شعر حافظ

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۹ ، ۲۱:۰۰
حمیدرضا فاطمی---: ۱۰۷
چهارشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۱۰:۰۵ ب.ظ

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم 

که‌ تا‌ ناگه ز یکدیگر نمانیم‌

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم ( شعر )

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم       

   که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم     

  چه آمد بر سر اقوام و خویشان

     که گردید جمعشان اینطور پریشان    

      چرا فامیل ها از هم جدایند       

  چرا دوستان رفیقان بی وفایند   

        چرا خواهر ز خواهر میگریزند      

        برادر با برادر  در ستیزند     

      چرا دختر ز مادر ننگ دارد    

     پدر با بچه هایش جنگ دارد    

    چرا مهر و محبت کیمیا شد      

   همه دوستی رفاقت ها ریا شد    

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ ارديبهشت ۹۹ ، ۲۲:۰۵
حمیدرضا فاطمی---: ۲۸۸